تبليغاتX
دختر آریایی دختر آریایی

درباره ی ما


و خدایی که در این نزدیکیست...

پیوند روزانه


زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

جستجو

"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!



طراح قالب


www.TakTemp.com


Main

My profileRegistration

Log out


دختر آریایی

هر که خدا در او بدمد عاشق میشود....
حالم به هم میخوره...
موضوع:

از بیمارستان حالم به هم میخوره
از بوی مواد ضد عفونی کننده
از سرم
از آمپول
از قرص
از دکتر
از پرستار
از خون...
از بوی خون...
از...
اه!
حالم به هم میخوره...

نوشته شده توسط :شادی | لينک ثابت |شنبه بیست و چهارم مرداد 1388|

شکفتنتون مبارک...
موضوع:

قشنگترین صحنه ی زندگی یک گل

صحنه ی شکفتن اونه...

مجید مهربون و همای عزیزم!

تولدتون مبارک...

نوشته شده توسط :شادی | لينک ثابت |یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388|

اونجا چطور؟؟؟
موضوع:

یا نور...

اینجا همه چیز آشفته است...
از ذهن من بگیر تا....
اتاق بایگانی شرکت!
اینجا همه چیز تاریک است...
از دل من بگیر تا...
اتاق نهارخوری شرکت!
اینجا همه چیز طولانیست....
از امید من به رسیدن به هدف بگیر تا...
راه رسیدن شرکت به خانه!
اینجا همه چیز...
راستی...!!! آنجا چطور؟
______________________

توی این شرکت خراب شده تمام دلخوشیم به اون اتاق بایگانی بود که کلیدش رو فقط خودم دارم.
دوسش داشتم چون به هم ریخته و هرج و مرج بود.
اونجا آرامش میگرفتم که اونجا هم به دستور مدیر عامل (!!!) روز پنجشنبه کاملا" پاکسازی و مرتب شد!!!
اه...
اینجا چقدر زیادی مرتبه...

             

نوشته شده توسط :شادی | لينک ثابت |شنبه بیستم تیر 1388|

آهای خدا....
موضوع:

آهای خدا!
گوشت با منه؟
میشنوی؟
دلم برای دلخوشی های کوچیک قدیم تنگ شده
روزهایی که با یه تلفن دلم شاد میشد و با یه sms ذوق مرگ میشدم...!!!
اما الان...
تلفن ها جز خبر های بد چیزی برام ندارن.
دیگه از هر زنگ و ویبره ی موبایل تمام تنم از ترس و دلهره میلرزه.
از پشت هر تماسی یا بوی خون میاد یا حبس...
دلم داره میپوسه...
با تو ام خدااااااااااااااااااااااااااا...
کجایی ؟
خوابیدی؟؟؟
نممیشنوی صدای بنده هاتو؟
هر کی ندونه تو که میدونی.
تو مگه جای حق نَشِستی؟
تو که میدونی این مردم راست میگن.
مگه خودت نگفتی نباید جلوی ظلم و فریب ، سکوت کنن؟
پس چرا به دادشون نمیرسی؟
هان؟
نکنه جدی جدی خوابی؟
مگه میشه توی این سر و صدای تیر و جیغ و شیون خوابید؟
پس چیکار میکنی...؟؟؟!!!
نکنه تو هم ....!!!؟؟؟؟


_____________________________

تغییر و تحول سبزمون داره تموم میشه...
با این خونهای ریخته شده دیگه سبزی نمونده...
داره میشه انقلاب سرخ...
انقلاب خون...
ای خدااااااااااااااااااااا....

نوشته شده توسط :شادی | لينک ثابت |دوشنبه یکم تیر 1388|

تسلیم
موضوع:

*به نام نازنین ناز بی نیاز*

دیشب خواب دیدم.
نارنجی ترین خواب دنیا.
خوابم بهم گفت : شادی! تو یه چیزی میخوای که خیلی وقته دنبالشی.
دوسش داری اما...
میدونی که بهش نمیرسی.
پس اون چیز رو بذار برای "نداشتن"!
با خودت بگو من تو زندگیم یه چیزایی دارم. یه چیزایی ندارم.
اون رو گذاشتم برای "نداشتن"
---------------------
و من از ساعت 2:34 بامداد که از خواب پریدم ، تا ساعت 6 که راه بیفتم و بیام دانشگاه ،                    برای "نداشته هام" گریه کردم...
انگار تسلیم شدم جلوی تقدیر و نداشته هام.
به این میگن  نارنجی ترین تسلیم دنیا...
___________________________________

***دیشب به "تنهایی" فکر میکردم.
احساس کردم ، نمیتونم "تنهایی" رو تعریف کنم.
درکش میکنم. با بند بند وجودم.
اما نمیتونم بیانش کنم.
تصمیم دارم از امروز فکر کنم تا یه تعریف خوب  براش پیدا کنم.

              

نوشته شده توسط :شادی | لينک ثابت |سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388|

((شادیِ من))
موضوع:

*یا حق*

گم شدم در دل شب
در پس پرده ی مِه
پشت آن کوه وقیح پر وهم...
نه خدایی ، نه ندایی ، نه کمی شور و صفایی
نه امیدی ، نه صدایی ، نه دل و رنگ و شَمایی...
که فقط من!
نه فقط من!
یک تنِ خالی و بی من...
گم شدم من!
گم شده من!
نیست در من  این منِ ساده ی بی تن...
رو به رویم گور خالی ؛
خالی از جسم و تن و من!
گم شده من!!!
روزهاییست در پیِ هم
گشتم و میگردم و میگردم ونیست ((شادیِ من))
لیک امروز...

    

*کاش زودتر پنجشنبه بشه.

**دیشب واسه بار ششم "کیمیاگر" رو تموم کردم.

*** دلم میخوا بخوابم. یه خواب چند ساله...

****کاش...

(هرجور دوست داری جای خالی رو پر کن!!!)

نوشته شده توسط :شادی | لينک ثابت |سه شنبه هجدهم فروردین 1388|

عیدانه...
موضوع:

                                         *یا مقلب القلوب*

تولد زمین ، این سلاله ی کهکشانی را جشن میگیریم در باستانی ترین عید بشریت...
نوروزتان مبارک.

__________________________

*البته اگه با این حال و روز ، عیدی واسم مونده باشه...

نوشته شده توسط :شادی | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387|

کاش نَتَرسم...
موضوع:

همه چیز رو به راهه! همه چیز...
خدا دوباره منو پیدا کرده. نمیدونم شاید هم من دوباره اونو پیداش کردم! حالا چه فرقی داره؟ مهم اینه که هست! ((خدا هست))
دوباره حوصله پیدا کردم که بنویسم.
میتونم بنویسم ، بخونم ، بخندم ، بخندم ، بخندم...
دوباره نصفه شبها با ذوق و شوق ، چای یا قهوه تلخ واسه خودم تنهایی دم میکنم و با اشتیاق تا صبح میشینم و میخونم و مینویسم و مینویسم و مینویسم...
دوباره میشینم و ساعت ها فیلم میبینم و پا به پاشون میخندم و اشک میریزم و اشک میریزم و اشک میریزم و اشک میریزم...
دوباره ساعتها میشینم و فکر میکنم و با عروسکهام حرف میزنم و براشون دردِ دل میکنم...
دوباره وقتی میخوام از پل های عابر محبوبم رد بشم ، چند دقیقه ای بالاش وایمیستم و زل میزنم به ماشین ها و آدمهای اون پایین و با خوشبختیم بهشون فخر میفروشم و تو دلم خدارو شکر میکنم و شکر میکنم و شکر میکنم...
دوباره جون پیدا کردم که شبهای سرد و پر ستاره برم توی بالکن و سجاده پهن کنم چند ساعت همینجوری از سرما بلرزم و پشت سر هم نماز بخونم و با خدا گپ بزنم...
خلاصه...
همه چیز روبه راهه...
فقط...!!!
میدونی چیش بده؟
اینکه شب موقع خواب ترس هجوم بیاره به دلت که نکنه بخوابی و صبح که پاشدی ببینی همه چی خراب شده؟!
من نمیدنم دلیل این سَرمَستی چیه!(شاید هم میترسم به خودم بگم دلیلش چیه!)
اگه امشب بخوابم و صبح پاشم و یه خبر...
یه خبر به گوشم برسه که دلیل همه ی این خوشحالی نابود بشه چی؟
اگه اصلا" دلیلم دلیل نباشه و توهم باشه چی؟
ماهدخت میگه کاش میشد الکی خوش باشیم! یعنی بی دلیل.
اما من دلم نمیخواد! نمیخوام بی دلیل خوش باشم.
کاش جرأتشو داشتم که حداقل به خودم بگم دلیلم چیه!
کاش دلیلم دلیل باشه!
کاش نَتَرسم...
           

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* کاش میتونستم نوشته های دیشبمو اینجا بذارم!!! حیف...

**...حق با تو بود میبایست میخوابیدم!
اما مادر بزرگها گفته اند : ((چشمها نگهبان دلهایند))!

نوشته شده توسط :شادی | لينک ثابت |یکشنبه چهارم اسفند 1387|

متشکرم!!!
موضوع:

یا نور...

 

حق با تو بود.
ميبايست ميخوابيدم.
اما چيزي خوابم را آشفته کرده است.
در دو طاقچه ي رو به رويم شش دسته خوشه زرد گندم چيده ام با آن گيسهاي سياه پريشانشان.
کاش تنها نبودم....
فکر ميکني ستاره ها از خوشه ها خوششان نمي آيد؟
کاش تنها نبودي...
آن وقت ميتوانستم به اين موضوع و موضوعات ديگر ، آنقدر بلند بلند بخندم تا همسايه هامان از خواب بيدار شوند...
ميداني؟
انگار چرخ فلک سوارم
انگار قايقي مرا با خود ميبرد
انگار روي شيب برفها با اسکی ميروم
مرا ببخش...

------------------------------

اما الان ديگه تنها نيستم!
اگه يه کم هم شک داشتم الان ديگه ندارم!
من "تنها" نيستم!!!
تا چند روز پيش هيشکي جز خدا برام نمونده بود که اونم از دست دادم!
حالا تو ، خودت و خدا رو دوباره بهم دادي!
ممنون!
انقدر کارِت بزرگ بوده که نميدونم بگم واسه چي ممنونم!
فقط ميدونم که هرچقدر تشکر کنم بازم کمه!
ميسي!

                           

نوشته شده توسط :شادی | لينک ثابت |پنجشنبه یکم اسفند 1387|

کاش خرافاتی باشم...
موضوع:

                                                            او...

 

دلم ميخواد به تمام خرافات دنيا اعتقاد پيدا كنم!
دلم ميخواد 40 شب جلوي در خونمونو آب و جارو كنم بلكه شب 41 ام يه امام بياد حاجتمو بده!!!
دلم ميخواد هميشه با پاي چپ برم تو دستشويي و با پاي راست بيام بيرون!
دلم ميخواد 1000تا شال سر نوعروس بكنم و نذر نخل كنم تا حاجتم روا شه...
دلم ميخواد روزي يه تخم مرغ  از بالاي سرم بندازم رو زمين!
دلم ميخواد دور تا دور خونمون نمك بريزم تا نحسي ازش دور شه!
دلم ميخواد شب كه ميخوابم تمام لباسم رو پر از سنجاق قفلي كنم كه جن و پري شبونه نيان جادوم كنن...
دلم ميخواد برم از دعا نويس   ؛ باطلِ سِحر بخرم!
دلم ميخواد...
دلم ميخواد تمام اين خرافاتو باور كنم!
دلم ميخواد اصلا" اينا ديگه برام خرافات نباشن!
شايد با اعتقاد داشتن با اينا به يه جايي برسم!
خدا كه ديگه رسما" بيخيال من شده!
همش ميگن جمعيت زمين به شدت رو به افزايشه! من باور نميكردم!
اما انگار راست ميگن.
خدا زيادي سرش شلوغ شده.
ديگه نه منو ميبينه نه التماسامو ميشنوه...

----------------------------


***كاش  هنوز ضرب المثل ها ي عهد عتيق ما ايراني ها مصداق داشت و يا من سر راهي نبودم...

                

                   

نوشته شده توسط :شادی | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387|



موضوعات

لینک دوستان

بهارنارنج (بهار)
کله شق(هما)
دست نوشته هاي فريد (فريد)
آوای بی صدا(راضیه)
سپید و سیاه (احسان)
رویای نیمه تمام(رویا)
عشق را دیوانگان ساخته اند و...(مجید)
1000چهره(بهزاد)
پت و مت (پت)
نور و نار (بانوترین بانویی که دیده ام...)
نکیسا(کامیار)
------------(مسعود)
(ستاره)
(سفر های ارزان قیمت) تورایران
فروشگاه شاپ ها
قالب وبلاگ- آموزش فتوشاپ


آرشیو دفتر

مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


نویسنده وبلاگ :

شادی

آمار سایت
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

کد های جاوا

Seyed Ali Salehi mowj.ir

کد آهنگ


Copyright by © www.TakTemp.com & www.shophaa.com & www.j28.ir